تبلیغات
بالم شکست ... ماندم - ادب پاییز داری
سه شنبه 23 آبان 1391

ادب پاییز داری

   نوشته شده توسط: علی طاعتی    نوع مطلب :دلنوشت ،


در پاییز ؛
یا عاشقانه شعر بگویید
یا شاعرانه عاشق شوید
همین ...


سایه
شنبه 30 دی 1391 02:52 ب.ظ
ممنون از جملات زیبایت وممنون میشم اگه بهم سربزنی و نظر بدی
پاسخ علی طاعتی : ما به شما سر می زنیم ...
مهاجرمجنون
جمعه 26 آبان 1391 12:51 ب.ظ
پاییز در یک فصل نیست در نوع نگرش و دید ماست که اگر تو آن "عاشق" همیشگی نباشی و دردمند نباشی در پاییز هم درمانده می مانی و زیبایی پاییز را نمی بینی این روزها پاییز را آنچنان که قبلا می دیدم نمی بینم! که مشکل از من است نه از پاییز
پاسخ علی طاعتی : بله درسته
عیب از پاییز نیست
از پاییز داری ماست
mohammad
چهارشنبه 24 آبان 1391 09:20 ب.ظ
من یک چهار دیواری دارم و کاغذ و قلمی. قلمی که گاه و بی گاه جور مرا می کشد و حرف های نا گفته ام را بر کاغذ می نویسد. در آن لحظه، قلمم مثل زبانم الکن نیست، من من نمی کند، کم نمی آورد و ... می نویسد شیوا، بی غلط و بدون بروز هر گونه احساسی. وقتی می نویسم گونه هایم سرخ نمی شوند، اشک هایم فرو نمی ریزند،عصبانی نمی شوم،صدایم هم نمی لرزد... و کاغذ چه صبور، نوشته هایم را گوش می دهد! واکنشی از خشم در او نیست، نگاه عاقل اندر سفیه نمی اندازد، مرا به خاموشی وا نمی دارد، تنهایم نیز نمی گذارد... در آخر، من آرام و سبکبال به کاغذ می گویم: "همه این ها را گفتم که بگویم گفتن بلد نیستم، اما نوشتنم بد نیست..." آن گاه کاغذ را به آب می سپارم و آب می داند آن را به چه کسی برساند... و من دوباره به چهار دیواری ام باز می گردم در پی قلم و "کاغذ صبوری" دیگر...


خودم گفتم قشنگه نه میدونی چند روز وقت گذاشتم از جونمو دلم؟؟؟؟؟؟/
پاسخ علی طاعتی : خیلی قشنگه
به شرطی که خودت نوشته باشی
وگرنه ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر