تبلیغات
بالم شکست ... ماندم - باران
چهارشنبه 30 فروردین 1391

باران

   نوشته شده توسط: علی طاعتی    نوع مطلب :دلنوشت ،



آخرین حرف باران :
زمین را شستم ، دوباره آغاز کنید !



ندای سکوت
یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 02:01 ب.ظ
سلام
دل ما را هم شست...
شاد باشی
پاسخ علی طاعتی : سلام
چه کسی ، باران ؟
مینای فردوس
یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 03:09 ق.ظ
باز باران بی بهانه...

فرشته های حامل قطره های بارون رو یادتون نره. فقط برای رسوندن بارون میان به زمین. سلام شون کنیم. سپاس بگیم.

آغاز هم خوبه خیلی.
پاسخ علی طاعتی : میگم خدا را شکر این بارون ها قطره قطره میان ، اگه قرار بود یهو بریزن رو سرمون چی می شد؟!
ت
جمعه 1 اردیبهشت 1391 03:50 ب.ظ
خاطرات را چه کسی می شوید؟
پاسخ علی طاعتی : اشک !
mohammad
پنجشنبه 31 فروردین 1391 06:51 ب.ظ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر